مبانی نظری تفكر استراتژيك

مبانی نظری تفكر استراتژيك|32037540|مبانی نظری تفكر استراتژيك
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان مبانی نظری تفكر استراتژيك هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

تفكر استراتژيك 2 - 2 - 1 - 1 - ماهيت تفكر استراتژيك : شكل ( 2 - 1 ). قابليت تفكر استراتژيك 2 - 2 - 1 - 2 - كاركرد تفكر استراتژيك : 2 - 2 - 1 - 3 - خصوصيات يك متفكر استراتژيك : آينده نگر بودن : همفكري : موفق بودن به شيوه متفاوت : يافتن فرصتهاي جديد : 2 - 2 - 1 - 4 - راههاي تقويت تفكر استراتژيك : . 1توانمندي هاي عمومي خود را شناسايي و تقويت كنيد . القا و پرورش روحيه رقابت و برتري طلبي مطلوب در مديران : طراحي و برنامه ريزي استراتژيك در سازمان : هميشه به فكر تحول و تغيير باشيد : 2 - 2 - 1 - 5 - مفهوم و ماهيت شكل گيري تفكر استراتژيك : 2 - 2 - 1 - 6 - الگوي شماره 1 : فرآيند شكل گيري تفكر استراتژيك : شكل ( 2 - 3 ) فرآيند شكل گيري تفكر استراتژيك 2 - 2 - 1 - 7 - ويژگيهاي مديران داراي تفكر استراتژيك : - از تركيب استعداد هاي مادي و معنوي سازمان سيرژي توليد مي كنند : - براي آينده فكر و برنامه ريزي مي نمايند : - داراي نگرش فلسفي قوي هستند : - خلاق و كار آفرين هستند : - داراي روحيه برتري طلبي هستند : 2 - 2 - 1 - 8 - عناصر تفكر استراتژيك : 2 - 3 - 1 - تحقيقات داخل كشور : 2 - 3 - 1 - 1 - طراحي مدل عناصر تفكر استراتژيك در سازمان هاي ايراني : شكل ( 2 - 4 ) مدل ساختاري تفسيري عناصر تفكر استراتژيك 2 - 3 - 1 - 2 - مدل سازماني براي تفكر راهبردي ( مطالعه تجربي ) 2 - 3 - 2 - تحقيقات خارج ازكشور : فهرست منابع تفكر استراتژيك عبارت تفكر در بسياري از موارد به اشتباه و براي اشاره به مفاهيمي مانند برنامه ريزي استراتژيك و يا مديريت استراتژيك به كار برده شده است ( ليدكا ، 1998 ). از اين رو لازم است تا اين موارد به صورت مجزا بررسي شده و تفاوت هاي آنها مورد توجه قرار گيرد . تفكر استراتژيك ، فرآيندي خلاقانه و واگرا بوده ( هراكلئوس ، 1998 ) و با چشم انداز و دورنماي طراحي شده توسط رهبران سازمان مرتبط است . اين امر مستلزم فراتر رفتن انديشه مديران از عمليات روزمره با هدف تمركز بر قصدونيت استراتژيك بلند مدت مورد نظر براي كسب و كار است . تفكر استراتژيك فعاليت هاي چون گردآوري اطلاعات ، تحليل و بحث و تبادل نظر در خصوص شرايط حاكم بر سازمان ( ايرلي ، 2006 ) و در شركت هاي داراي فعاليت هاي متنوع ، پاسخگويي به سوالات اساسي در مورد پورتفوي سازمان را شامل مي شود ( نادلر ، 2004 ).