تبیین نحوه ایجاد رغبت به خرید و نیز فروش هیجانات، احساسات و بالاخص شرایط احساسی مثبت به مصرف کنندگان

تبیین نحوه ایجاد رغبت به خرید و نیز فروش هیجانات، احساسات و بالاخص شرایط احساسی مثبت به مصرف کنندگان|32011370|تبلیغات هیجانی, یادآوری, گرایش به خرید, محصولات مصرفی, درگیری ذهنی,پایان نامه تبیین نحوه ایجاد رغبت به خرید و نیز فروش هیجانات, احساسات و بالاخص شرایط احساسی مثبت به مصرف کنندگان,پروژه تبیین نحوه ایجاد رغبت به خرید و نیز فروش هیجانات, احساسات,,,
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان تبیین نحوه ایجاد رغبت به خرید و نیز فروش هیجانات، احساسات و بالاخص شرایط احساسی مثبت به مصرف کنندگان هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

تحقیق حاضر با عنوان از سری تحقیق های رشته حسابداری
میباشد. این تحقیق در 196 صفحه با فرمت Word
(قابل ویرایش)
در مقطع کارشناسی ارشد نگارش شده است و همچنین این تحقیق
آماده چاپ و پرینت جهت
استفاده دانشجویان می باشد.

===================================================================================
تمامی
فایل های سیستم، توسط کاربران آن آپلود می شود. اگر در فایلی تخلفی مشاهده
کردید و یا مالک پروژه ای بودید که از وجود آن در سایت رضایت نداشتید با
ما تماس بگیرید، در اسرع وقت به گزارش شما رسیدگی می شود.
neginfile.ir@gmail.com info@neginfile.ir
===================================================================================

قسمتهایی کوتاه از متن:


چکیده :
بازاریابی در قرن بیستم بیشتر مبتنی بر پیام بود اما مصرف‌کنندگان قرن بیست و یکم بیشتر تصمیمات هیجانی می‌گیرند از این رو تبلیغاتی در این عصر با موفقیت روبرو خواهد شد که متکی بر هیجان و احساسات انسانی باشد و موجب برانگیختن آن شود، به همین خاطر در دنیای امروز جایگاه‌یابی هیجانی حوزه‌ی جدیدی را برای تمایز محصولات ارائه می‌دهد؛ در حالی که ویژگی‌های محصول برای کالاهایی «با درگیری ذهنی بالا» مهم هستند، انتقال هیجانی نیز برای تمایز کالاهایی «با درگیری ذهنی پایین» ضروری است. مسئله و هدف اصلی پژوهش در زمینه تبلیغات هیجانی و تأثیری که بر گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین چه به صورت مستقیم و چه به واسطه یادآوری می گذارد، می باشد. این پژوهش به روش توصیفی- پیمایشی انجام شده، بانوان جوان (15تا 18 ساله) در شهر زنجان جامعه آماری این پژوهش بودند که تعداد 370 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه از سطح دبیرستان های دخترانه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده که میزان پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ 0.94 برآورد شده و برای تعیین روایی از روایی ظاهری استفاده شد. برای توصیف و تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر به وسیله نرم افزازLisrel و همچنین از نرم افزارSpss استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل نشان می دهد که تبلیغات هیجانی در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تأثیر گذار بوده و در این راستا مولفه تمایل بیشترین تاثیرگذاری را داشته و سپس به ترتیب ترجیح و مجاب شدن در این تاثیرگذاری نقش دارند، ولی یادآوری تبلیغات هیجانی در گرایش به خرید محصولات مصرفی با درگیری ذهنی پایین تأثیر گذار نمی باشد.


مقدمه
برای مدت های مديدی، بيشتر متخصصان بازاريابي اهميت حواس انسان را در بازاريابي ناديده گرفته و به ويژه از اين نکته غافل بوده اند كه چگونه بيان های حسي مختلف مانند رايحه، موسيقي، طرح، طعم و بافت می تواند به شفاف سازی هويت يک شركت يا برند كمک كنند. اين حقيقت از لحاظ علمي كاملاً مبرهن است كه حواس پنج گانه ی انسان روی رفتارش تأثير مي گذارد و بيان های حسي مختلف در شکل گيری تصوير يا برداشت ذهني فرد از شركت يا برند تأثير قابل توجهي دارند (هولتن و همکاران،2010: 6). درحالیکه که امروزه مصرف کنندگان به طور مداوم در معرض سیل آسای پیامهای سنتی و مکرر تبلیغاتی - پیامهائی که آنان را به صورت روزمره بمباران و دیدن برنامه های تلویزیونی آنان را قطع می‏کند یا در فعالیتهای روزانه بر سر راه آنان قرار می گیرد- قرار دارند و دنیای امروز صحنه‌ی کارزار رقابت است، شاید بتوان گفت که در این کارزار رقابتی سنگین دشمنی وجود دارد که از دیگران خطرناک‌تر است و حرکات او کمتر قابل پیش‌بینی است، نام این دشمن سرسخت ”بی‌تصمیمی” است. طبق گزارش یکی از شرکت‌های مشاوره فروش ، نزدیک به شصت درصد مخاطبان حائز شرایط مطلوب، قربانی وضع موجود و حالت بی‌تصمیمی خود هستند (دن هیل ، 2010: 281) .اما چه باید کرد؟ برای آنکه وضعیت موجود را در هم شکنیم و طرحی نو دراندازیم باید عادات گذشته را کنار بگذاریم، اگر بخواهیم به انسان مدرن امروزی چیزی بفروشیم، باید ابتدا امیال و اشتیاقات آنها را بشناسیم و تحت تأثیر قرار دهیم (فیلیپس،1385: 39). در واقع مردم محصول نمی‎خرند، بلکه تنها شکلی تغییر یافته از هیجانها و احساسات خود را خرید می‌کنند برای مثال آنها برای ارضای کودک درون خود، در خرد سالی سوار بر تاب و سرسره می‎شوند و در بزرگسالی محصول تاب و سرسره تبدیل به محصولی بلوغ یافته‎تر مثل شهربازی و سینما می‎شود، لذا اگر فروشنده‎ای بتواند ما را مجاب کند که در صورت خرید محصول او به یک شرایط احساسی مثبت دست خواهیم یافت، آن گاه است که رغبت به خرید را نشان داده و آن جنس را می‎خریم (درگی،1391: 66). بنابراين كنجکاو شديم تا از نقش حواس پنج گانه ی انسان بيشتر بدانيم و در عمل بازاريابي حسي را بيشتر مورد كاوش قرار دهيم و با تاکید بر تبلیغاتی که احساسات و هیجانات انسانی را تحت تأثیر قرارمی دهد و در او انگیزش ایجاد می کند تا بدان واسطه سبب یادآوری موضوع تبلیغ در موقع خرید شده و عمل خرید را منجر گردد به پژوهش بپردازیم.