بررسي زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي فرار دختران از خانه

بررسي زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي فرار دختران از خانه|30014295|بررسي زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي فرار دختران از خانه
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان بررسي زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي فرار دختران از خانه هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

فهرست



پيشگفتار 4



مقدمه5



بيان مسأله8



پيشينه تحقيق10



ضرورت، اهميت و فوايد تحقيق12



تعاريف مفاهيم13



فرضيه ها14



روش تحقيق15



متغيرهاي تحقيق16



تعاريف عملياتي18



جداول19



نتيجه گيري38



محدوديت ها40



خلاصه تحقيق41



پرسشنامه 42



منابع45





پيشگفتار:



بدينوسيله از زحمات بي دريغ و بي شائبه استاد گرامي جناب آقاي طاهرخاني که به عنوان استاد راهنما در راه تهيه و تدوين اين تحقيق مرا ياري نمودند، صميمانه تشکر مي نمايم.





























مقدمه





بروز مکرر تن فروشي براي بقا به عنوان يگانه راهکار نزد دختران متواري از خانه (پدري) خود نمايانگر حضور گسترده خشونت و عدم پذيرش زنان به عنوان افراد مستقل در سطح جامعه است.



يکي از نمونه هاي بارز و رو به افزايش خشونت عليه زنان در سال هاي اخير در کشور پديده فرار دختران از خانه است. عليرغم عدم وجود آمار دقيق و اطلاعات مبتني بر تحقيقات، پديده فرار دختران از منزل در سال هاي اخير در ايران رو به رشد بوده است.



درک و بررسي پديده فرار دختران از منزل، ملزوم بررسي مفاهيم ارزشي و کليدي ديگري است چون مفهوم «بکارت» و معاني مجازي فرهنگي «دختر بودن» در چارچوب نظام کهن مردسالارانه و متعصب مذهبي ايران و خصوصاً درک همه جانبه از عمق و ابعاد گسترده خشونت عليه زنان در جامعه.



گستاخي نهفته در عمل گريز از حيطه کنترل و حفاظت مردان (که به ويژه مترادف است با مفهوم خانه و خانواده بنا بر نگرش سنتي) يکي از مهمترين عوامل موثر در ايجاد فضاي رعب آور و باز توليد تابوهاي متعدد فرهنگي حول پديده اجتماعي دختران فراري است. آنچه پديده دختران فراري ايران را از ساير نمونه هاي مشابه اجتماعي آن در سطح جهاني متمايز مي سازدتنوع علل گريز از خانه در وهله نخست است. به عبارت ديگر نوجوانان دختر در ايران بر خلاف ساير کشورهاـ که فقر مادي انگيزه اصلي گريز از خانه و هجرت به خيابان است ـ به دلايل گوناگوني که همگي حاکي از وجود و بروز پياپي خشونت در محيط خانوادگي ايشان است تصميم به فرار مي گيرند و نياز مالي فرد يا خانواده وي تنها بخشي از جامعه دختران متواري را شامل مي شود.



گريز از بند خشونت جسماني و يوغ اعتياد و اسارت هاي جنسي و همچنين اميد به آغاز زندگي نوين و مستقل از جمله ديگر انگيزه هاي رايج در تصميم به فرار دختران و هجومشان به شهرهاي بزرگ به ويژه تهران است. بنابراين در درجه نخست هر پژوهش رسمي و علمي ملزم است که ساختار و جايگاه خانواده را بازبيني کرده و تصوير مثبت ولي نادرست و افراطي رايج در فرهنگ مان از اين پديده را به نقد بکشد.



تحقيقات معتبر بايد در بررسي خود بر ناامن بودن محيط خانه براي افرادي که از آن گريزان مي شوندتأکيد کنند.



از سوي ديگر گر چه فرار يک دختر از منزل معادل برقراري رابطه جنسي براي بقا توسط وي نيست اما بدليل بالا بودن احتمال وقوع اين امر به ويژه در چند روز ابتداي فرار بررسي پديده اجتماعي فرار دختران با تحقيق حول جمعيت زنان ويژه و روسپي هاي جوان در هم تنيده شده است. در اينجا دو نکته را لازم به تذکر مي دانم. اولاً بروز مکرر تن فروشي براي بقا به عنوان يگانه راهکار نزد دختران متواري از خانه (پدري) خود نمايانگر حضور گسترده خشونت و عدم پذيرش زنان به عنوان افراد مستقل در سطح جامعه است. به عبارتي ديگر اگر نظام دولتي و جامعه ما ابزار و کانون هاي متعدد و قابل دسترس ديگري را براي امرار معاش و گذران وقت براي دختران (و پسران جوان) توليد و تثبيت کرده بود اولين ساعات رهايي از قيد و فشارهاي موجود در خانه اينچنين ساده معادل با تن فروشي و درگيرشدنشان در باندهاي فحشا نمي شد.



نکته دوم آنکه از منظر فرهنگي نيز دختران فراري، زن خياباني و روسپي هاي جوان در ذهنيت عامه ما همواره مترادف همديگر قلمداد مي شوند. ريشه اين نگرش عمومي را مي توان در سطحي وسيع تر در فرهنگ مان جويا شدکه در آن زنان و دختران در اجتماع ما همواره معادل هستند با کاربرد صرفاً جنسي ايشان ( آن هم براي مردان جامعه ما). «بکر بودن» يک تن نقطه جذابيت فرد براي تسخير و اکتساب (لااقل تن) اوست.